ماه های میلادی ، به ترتیب و تبدیل ماه های میلادی به شمسی + نام و مخفف و معادل

ماه های میلادی ، به ترتیب و تبدیل ماه های میلادی به شمسی + نام و مخفف و معادل

ماه های میلادی , ماه های میلادی به ترتیب , ماه های میلادی به شمسی , مخفف و معادل ماه های میلادی

ماه های میلادی ، ترتیب ماه های میلادی به شمسی ، معادل و مخفف و نام ماه های میلادی همگی در سایت پارسی زی.در این مطلب سعی نموده ایم کامل ترین اطلاعات را در مورد ماه های میلادی برای شما عزیزان قرار دهیم.

ترتیب ماه های میلادی

ماه اول سال میلادی ژانویه است و با تلفظ جَنیوئری بیان می شود و به صورت January نوشته می شود.

ماه دوم سال میلادی فوریه است و با تلفظ فِبروئری بیان می شود و به صورت February نوشته می شود.

ماه سوم سال میلادی مارس است و با تلفظ مارچ بیان می شود و به صورت March نوشته می شود.

ماه چهارم سال میلادی آوریل است و با تلفظ اِیپریل بیان می شود و به صورت April نوشته می شود.

ماه پنجم سال میلادی مه است و با تلفظ مِی بیان می شود و به صورت May نوشته می شود.

ماه ششم سال میلادی ژوئن است و با جون جَنیوئری بیان می شود و به صورت June نوشته می شود.

ماه هفتم سال میلادی ژوئیه است و با جولای جَنیوئری بیان می شود و به صورت July نوشته می شود.

ماه هشتم سال میلادی اوت است و با تلفظ آگِست یا آگوست بیان می شود و به صورت August نوشته می شود.

ماه نهم سال میلادی سپتامبر است و با تلفظ سِپتِمبِر بیان می شود و به صورت September نوشته می شود.

ماه دهم سال میلادی اکتبر است و با تلفظ آکتوبِر یا اکتوبِر بیان می شود و به صورت October نوشته می شود.

ماه یازدهم سال میلادی نوامبر است و با تلفظ نُوِمبِر بیان می شود و به صورت November نوشته می شود.

ماه دوازدهم سال میلادی دسامبر است و با تلفظ دیسِمبِر بیان می شود و به صورت December نوشته می شود.

ماه های میلادی چند روزه است

ماه های زیر شامل ۳۱ روز هستند.

  • ژانویه
  • مارچ
  • می
  • جولای
  • آگوست
  • اکتبر
  • دسامبر

ماه های زیر شامل سی روز هستند.

  • آپریل
  • جون
  • سپتامبر
  • نوامبر

ماه فوریه ماهی است که ۲۸ روز دارد و یا ممکن است ۲۹ روز داشته باشد.

معادل ماه های میلادی به شمسی

بیشتر ماه ژانویه در دی ماه می افتد

بیشتر ماه فوریه در بهمن ماه می افتد

بیشتر ماه مارس در اسفند ماه می افتد

بیشتر ماه آوریل در فروردین ماه می افتد

بیشتر ماه مه در اردیبهشت ماه می افتد

بیشتر ماه ژوئن در خرداد ماه می افتد

بیشتر ماه جولای در تیر ماه می افتد

بیشتر ماه اوت در مرداد ماه می افتد

بیشتر ماه سپتامبر در شهریور ماه می افتد

بیشتر ماه اکتبر در مهر ماه می افتد

بیشتر ماه نوامبر در آبان ماه می افتد

بیشتر ماه دسامبر در آذر ماه می افتد

ژانویه از ۱۱ دی ماه تا ۱۱ بهمن می باشد

فوریه از ۱۲ بهمن تا ۹ اسفند متقارن می باشد

مارس از ۱۰ اسفند تا ۱۰ فروردین می باشد

آوریل آز ۱۱ فروردین تا ۱۰ اردیبهشت می باشد

می از ۱۱ اردیبهشت تا ۱۰ خرداد می باشد

ژوئن از ۱۱ خرداد تا ۹ تیر می باشد

ژولای از ۱۰ تیر تا ۱۰ مرداد می باشد

آگوست از ۱۱ مرداد تا ۹ شهریور می باشد

سپتامبر از ۱۰ شهریور تا ۸ مهر می باشد

اکتبر از ۹ مهر تا ۱۰ آبان می باشد

نوامبر از ۱۱ آبان تا ۹ آذر می باشد

دسامبر از ۱۰ آذر تا ۱۰ دی ماه می باشد

معادل ماه های شمسی به میلادی

فروردین ماه از ۲۱ مارس تا ۲۰ آوریل می باشد

اردیبهشت ماه از ۲۱ آوریل تا ۲۱ می می باشد

خرداد ماه از ۲۲ می تا ۲۱ ژوئن می باشد

تیر ماه از ۲۲ ژوئن تا ۲۲ ژولای می باشد

مرداد ماه از ۲۳ ژولای تا ۲۲ آگوست می باشد

شهریور ماه از ۲۳ آگوست تا ۲۲ سپتامبر می باشد

مهر ماه از ۲۳ سپتامبر تا ۲۲ اکتبر می باشد

آبان ماه از ۲۳ اکتبر تا ۲۲ نوامبر می باشد

آذر ماه از ۲۲ نوامبر تا ۲۱ دسامبر می باشد

دی ماه از ۲۲ دسامبر تا ۲۰ ژانویه می باشد

بهمن ماه از ۲۱ ژانویه تا ۱۹ فوریه می باشد

اسفند ماه از ۲۰ فوریه تا ۲۰ مارس می باشد

مخفف ماه های میلادی

مخفف ماه ژانویه ، Jan است.

مخفف ماه فوریه ، Feb است.

مخفف ماه مارس ، Mar است.

مخفف ماه آوریل ، Apr است.

مخفف ماه مه ، May است.

مخفف ماه ژوئن ، Jun است.

مخفف ماه ژولای ، Jul است.

مخفف ماه اوت ، Aug است.

مخفف ماه سپتامبر ، Sep. یا Sept است.

مخفف ماه اکتبر ، Oct است.

مخفف ماه نوامبر ، Nov است.

مخفف ماه دسامبر ، Dec است.

شعر در مورد هیچ ، هیچی و هیچ و پوچ بودن دنیا از مولانا

شعر در مورد هیچ ، هیچی و هیچ و پوچ بودن دنیا از مولانا

شعر در مورد هیچ , شعر در مورد هیچ بودن دنیا , شعر در مورد هیچ و پوچ , شعر در مورد هیچی

با مجموعه شعر در مورد هیچ و هیچی ، اشعاری زیبا درباره هیچ و پوچ بودن دنیا ، زیباترین شعر در مورد هیچ بودن در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار هیچ

در همین گوشه ی خالی که گریه هایم به چشم هیچ بارانی نمی آید، تو را دوست دارم

در همین غربت غریب غم هایم که راه به هیچ تبسمی ندارد، تو را نزدیک تر از نفس می بینم کجاست؟ کجاست خواب آرام پروانه؟

شاید اتفاق افتاد حادثه ی دستانت..‌.

“سولماز حاجی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

قهوه ات را بنوش بی دغدغه ی فردایی که آمدنش را هیچ تقویمی تضمین نکرده است!

قهوه ات را بنوش و فکر کن از گندمزارهای دیروز چه مانده است؟ از باغ های سیب شهریور؟ از شکوفه های انار؟

قهوه ات را گرم بنوش بی خیال فصلی که در راه است دیگر زمستان چه می تواند بکند

با برگ هایی که طعم پاییز را چشیده اند!؟

“بهرام محمودی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ای روی دلارایت مجموعه زیبایی

مجموع چه غم دارد از من که پریشانم

دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من

چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم.

“سعدی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

آن که برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت

به همه عالمش از من نتوانند خرید.

“سعدی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

هیچ چیز در دنیا بدتر از معمولی شدن برای کسی نیست

تبدیل به روزمرگی شدن از اینکه حضورت برای یک نفر بشود

مثل مسواک زدن مثل شانه کردن که اگر حوصله داشت سراغت را بگیرد

و اگر نداشت بگوید بماند برای بعد، دیر نمی شود!

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی

به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی

ز تو دارم این غمِ خوش، به جهان از این چه خوشتر

تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی؟

“هوشنگ ابتهاج”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

اگر بدانی وقتی نیستی چقدر بیهوده ام

تلخم، خرابم و هیچ اگر بدانی فقط …

هیچوقت نمی روی بانوی زیبای من

حتی به خواب …

“عباس معروفی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ماه دوست داشتنی من!

در این سرزمین هیچ کس مثل تو تکرار نخواهد شد

هیچ کس، هیچ کس به ترکیب خوش رنگی تو تکرار نخواهد شد

تنهایی این روزهایم آسمانی می خواهد

به خوش رنگی آغوش تو…

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

تو را به ترانه‌ها بخشیدم

به صدای موسیقی

به سکوت شکوفه‌ها

که به میوه بدل می‌شوند

و از دستم می‌چینند تو را

به ترانه‌ها بخشیدم

با من نمان! عمر هیچ درختی ابدی نیست

باید به جدایی از زندگی عادت کرد.

“شمس لنگرودی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

از او پرسیدم: مگر تو در کجای این جهانِ هستی زیسته ای،

که هیچ کسی از سرگذشت تو خبر ندارد؟

کمی سکوت کرد… به آرامی گفت:

«در آغوش کسی که فکر می کردم دوستم دارد!»

“علیرضا اسفندیاری”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

هیچ می‌گویی اسیری داشتم

حالَش چه شد…؟

خسته‌ی من نیمه جانی داشت،

احوالش چه شد؟

“محتشم کاشانی”

شعر در مورد هیچ و پوچ بودن دنیا

آرند یکی و دیگری بربایند

بر هیچ کسی راز همی نگشایند

ما را ز قضا جز این قدر ننمایند

پیمانه عمر ما است می‌پیمایند

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

از آمدنم نبود گردون را سود

وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود

کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

همچون نسیمِ صبح لرزان و بی قرار وزیدم

به سوی تو

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم

در سینه هیچ نیست بجز آرزوی تو…

“فروغ فرخزاد”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو

گر هست بگو … نیست بگو … راست بگو…

“مولانا”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

دیر آمده ای محبوب من آنقدر دیر که به پنج زبان زنده ی دنیا هم دوستم بداری

هیچ اتفاق عاشقانه ای سکوت بارانی این دیدار را نخواهد شکست!

گل سرخ ات را بر سر این شعر پرپر کن

ردیف و قطعه را هم به خاطر بسپار تاوان دیر رسیدن

گاهی تنها با یک عمر گریه پرداخت می شود!

“بهرام محمودی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت

بگذاشت مرا و جستجوی تو گرفت

اکنون ز منش هیچ نمی‌آید یاد

بوی تو گرفته بود خوی تو گرفت.

“ابوسعید ابوالخیر”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

تو تمام منی من تمام اندوه سالخورده زنان سرزمینم

که از سر ناچاری ردپای عشقشان را در فال‌ها دنبال می‌کنند

شاید روزی برگردد شاید دوباره مرا بخواهد شاید مرغ عشق‌ها و قهوه‌ها و تاروت‌ها یک بار راست بگویند

ولی هیچ مردی هیچ وقت به آغاز قصه برنگشت

به لبخندم اعتماد نکن زخمی با من است که با هیچ دروغی درمان نمی‌شود

تا روزی که هنوز زنان غمگینی هستند

که با صدای زنگ تلفن بغض می‌کنند.

“نیلوفر لاری پور”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

آدم های اینجا هیچکدام شبیه تو نیستند ‏

دلتنگت که می شوم ‏ چشم هایم را می بندم

باران را تجسّم می کنم

‏ تو زلال مهربانی ‏ مهربان زلالی …‏

‏”دنیا غلامی”‏

شعر در مورد هیچ از شاعران بزرگ

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است

عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد زان زمان

جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی

آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش

رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست

میان او که خدا آفریده است از هیچ

دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نگشادست

به کام تا نرساند مرا لبش چون نای

نصیحت همه عالم به گوش من بادست

گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست

اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

صراحی می ناب و سفینه غزل است

جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است

پیاله گیر که عمر عزیز بی‌بدل است

نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس

ملالت علما هم ز علم بی عمل است

به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب

جهان و کار جهان بی‌ثبات و بی‌محل است

بگیر طره مه چهره‌ای و قصه مخوان

که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است

دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت

ولی اجل به ره عمر رهزن امل اس

ت به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش

چنین که حافظ ما مست باده ازل است

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

دارم امید عاطفتی از جناب دوست

کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست

دانم که بگذرد ز سر جرم من که او

گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست

چندان گریستیم که هر کس که برگذشت

در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست

هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان

موی است آن میان و ندانم که آن چه موست

دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت

از دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوست

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت

با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست

در صومعه زاهد و در خلوت صوفی

جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست

شعر در مورد هیچ بودن

غمگینم خودم را بغل گرفته ام

و شانه هایم چون گهواره ی کودکی گریان تکان تکان می خورد!

غمگینم و می دانم هیچ پرنده ای

روی شاخه های لرزان یک درخت لانه نخواهد ساخت!

“مهسا چراغعلی”

♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

در من کسی هنوز دنبال تو می گردد

دنبال رد سرانگشتانت بر بی قراری گونه هایم

که مثل قرص نعنا خنک و تند و بی پروا بود

و چشم هایت که طعم عسل می داد

و عطر فروردین بود این ها فقط تو بودی…

آن قدر دوری که پیش از رسیدن رؤیایت به خواب من صبح شده

بی خداحافظی رفتی

بی سلام برگرد

انگار هیچ اتفاقی نیفتاده فقط نگاهم کن

شاید دوباره عاشقم شوی.

“نیلوفر لاری پور”

مطالب مرتبط

شعر در مورد ادب و تواضع

شعر در مورد امید ، داشتن به خدا و زندگی و فردا

شعر در مورد امید ، داشتن به خدا و زندگی و فردا

شعر در مورد امید داشتن , شعر در مورد امید , شعر در مورد امید به خدا , شعر در مورد امید به زندگی

با مجموعه شعر در مورد امید داشتن ، اشعاری زیبا در مورد امید به خدا ، زیباترین شعر در مورد امید به زندگی و فردا در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار امید

بیا و مرا به روشنایی یک شب شیشه ای پیدا کن .

در آن هنگام که دستانم امید زیستن را

با تمام وجودش می فشارد. و چشمانت که از آغازِ این خواستن با من تلاقی می کند .

من از رنج های بی واهمه می ترسم از اُمیدهای واهی از نگرشِ بین این دو

که کدام یک را باید انتخاب کنم؟

بیا و مرا دعوت کن به روشنایی چشم هایت .

جایی میان بودن و ماندن جایی که تو را پیدا کنم

و به لحظه ای که دوباره از تو آغاز شوم.

“محدثه بلوکی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

از پیش کسی کار کسی نگشاید

امید ، به کردگار می باید داشت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به هنگام سختی مشو نا امید

که ابر سیه بارد آب سفید

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ما به امید عطای تو چنین بی کاریم

کار ما را به امید دگران نگذاری

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

غمناکم و از کوی تو با غم نروم

جز شاد و امیدوار و خرم ندوم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در نومیدی بسی امید است

پایان شب سیه سپید است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بعد نومیدی بسی امیدهاست

از پس ظلمت ، دو صد خورشیدهاست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

گرچه هیچ نشانه نیست اندر وادی

بسیار امیدهاست در نومیدی

شعر در مورد امید به خدا

هرچند فراق ، پشت امید ، شکست

هرچند جفا دو دست آمال ببست

نومید نمی شود دل عاشق مست

هر دم برسد به هر چه همت ، دربست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

سرسبز آن درخت که از تیشه ایمن است

فرخنده آن امید که حرمان نمی شود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خوش آن رمزی که عشقی را نوید است!

خوش آن دل کاندر آن نور امید است!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نومید مکن مرا و رخ برمفروز

کاخر به تو جز درد ، امیدی دارم

دیده ما چو به امید تو دریاست چرا

به تفرج گذری بر لب دریا نکنی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کفش‌هایم خسته اند !

پاهایم اما، امیدوار

هنوز می‌شود

هزار پله را

برای رسیدن بهتو

بالا آمد.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پا مکِش از سرِ خاکم که پس از مردن هم

به رهت چشم امیدم نگران خواهد بود.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

شعر در مورد امید به زندگی

از چرخ به هر گونه همی‌ دار امید

وز گردش روزگار می‌لرز چو بید

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای

تا نداند کس که چون بی اعتبارم کرده‌ای

چون بسوی کس توانم دید باز از انفعال

اینچنین کز روی مردم شرمسارم کرده‌ای

ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز

چون به لطف خویشتن امیدوارم کرده‌ای

تو همان یاری که با من داشتی صد التفات

کاین زمان با صد غم و اندوه یارم کرده‌ای

ای که می‌پرسی بدینسان کیستی زار و نزار

وحشی ام من کاینچنین زار و نزارم کرده‌ای.

 “وحشی بافقی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خیالی، وعده ای، وهمی،

امیدی،مژده ای،یادی!

به هر نامه که خوش داری،

تو بارم ده به دنیایت…

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

امید چونان پرنده ایست

که در روح آشیان دارد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به سان رود

که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند

رونده باش

امید هیچ معجزه‌ای ز مرده نیست،

زنده باش

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دانه می دهم گنجشک های صبحگاهی را

پشت پنجره ام

از خرده شعرهایی که شب

از دست های تو

می ریزد بر بی خوابی ها

و بالش لبریز از امیدم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من !

زندگی

مشغله‌ای جدی است

درست مثل دوست داشتن تو

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نه!

هرگز شب را باور نکردم

چرا که

در فراسوهای دهلیزش

به امید دریچه ئی

دل بسته بودم.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اندیشیدن به تو زیباست

و امید بخش

چون گوش سپردن به زیباترین صدا در دنیا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در عشق تو پاشکستگانند

دارند امید پرگشایی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نه یکسانند نومیدی و امید

جهان بگریست بر من، بر تو خندید

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تا کس امید جود ندارد دگر ز کس

آمد حروف سال وفاتش امید جود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بیا امید بین که نیک نبود

در این امید بی حد ناامیدی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

عقل از امید وصل چو مجنون روان شود

در عشق می رود به امید زیارتی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ای امید همه امیدوران روز شمار

بس بزرگ است به فضل تو امید عفوم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

طربناک تر، از بهار امید

دلاویزتر، از اوان شباب

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مایه امید، مدان غیر را

کعبه حاجات، مخوان دیر را

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در صبح امید ما، تویی تو

افسونگر دلها، تویی تو

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خستگی اندر طلبت راحتست

درد کشیدن به امید دوا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پایان فراق ناپدیدار

و امید نمی رسد به پایان

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دفع غم دل نمی توان کرد

الا به امید شادمانی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دلهای داغدار بود کعبه امید

شورابه سرشک به زمزم برابرست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پرده صبح امیدست شب نومیدی

دل سودازده امید وصالی دارد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شدم نومید کاندر چشم امید

نیامد خوب رخساری دریغا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

درین امید عمرم رفت کاخر:

کند یادم به پیغامی دریغا

شعر در مورد امید از شاعران بزرگ

افتادم بر در قبولت

امید که از درم نراند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به امید خیالت می دهم جان

وگرنه طاقت هجران ندارم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در کوی تو لولیی، گدایی

آمد به امید مرحبایی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بی تکاپوی تو در آن حضرت

پیک امید را فرستادم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بر درگه لطف تو فتادیم

در رحمت تو امید بستیم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

امید که از شفاعت او

حاصل شودش کلام اعلی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چشم امید هر مسلمانی

پی آن چشم نامسلمان است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شدستم غرق دریایی که هرگز

غریقش را امید ساحلی نیست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به امید چه عاشق از خط تسلیم سرپیچد؟

که از کس نیست امید شفاعت صید قربان را

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چشم هایم را که بستم عطر بهشت مرا برد به … جایی که گناه متولد نمی شد!

پر از بوسه و نگاه های عاشقانه جایی که هرم یک نفس تنم را تب دار می کرد

لبالب از ستاره، رنگین کمان و باران! جایی که باید گم شد به امید پیدا نشدن

خنکای نسیم که پلکهایم را بوسید و چشم هایم را باز کرد دیدم بهشت تویی

که در آغوشم گرفته ای بخوابم!

رو به نماز شکر ایستادم قنوتم که عطر تنت را به خدا پیشکش کرد

کسی با صدای تو آرام در گوشم گفت: خوب خوابیدی عشق من؟!

“حامد نیازى”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم

محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم

تاریک و تهی پشت و پس آینه ماندیم

هر چند که همسایه ی آن چشمه ی نوریم

خورشید کجا تابد از این دامگه مرگ

باطل به امید سحر زین شب گوریم

زین قصه ی پر غصه عجب نیست شکستن

هر چند که با حوصله ی سنگ صبوریم

گنجی ست غم عشق که در زیر سرماست

زاری مکن ای دوست اگر بی زر و زوریم

با همت والا که برد منت فردوس؟

از حور چه گویی که نه از اهل قصوریم

او پیل دمانی ست که پروای کسش نیست

ماییم که در پای وی افتاده چو موریم

آن روشن گویا به دل سوخته ی ماست

ای سایه! چرا در طلب آتش طوریم

 “هوشنگ ابتهاج”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

حاصلی از هنر عشق تو جز حِرمان نیست

آه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم

که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست. 

“هوشنگ ابتهاج”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اگر تو باز نگردی امید آمدنت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند که در فراق تو دیگر چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد!

“حمید مصدق”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نه مرا امید فردوس است نه بیم جحیم

یا او نگذاشت در خاطر امید و بیم را

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

هر سر موی مرا از تو امید دگر است

وه که با این همه امید بسی نومیدم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید

درده شراب و واخرام از بیم و از امید

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مه و مهر یار ما شد به امید تو خدا شد

که زهی امید زفتی که زند در خدایی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به امید کس چه باشی که تویی امید عالم

تو به گوش می چه باشی که تویی می عطایی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

هیچ تیغی جدا نگرداند

دست امید من ز دامانش

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

از شیشه مقصود گلابی نگرفتم

وز ساغر امید شرابی نچشیدم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

عشق ایمن ولایتیست چنانک

ترس را نیست اندر او امید

مطالب مرتبط

شعر در مورد پاییز ♥ شعر در مورد افغانستان ♥ شعر در مورد آزادی ♥ شعر در مورد آسمان ♥ شعر در مورد ایران

شعر در مورد آتش ، عشق و دل و شب و چای و آتش نشانی برای کودکان

شعر در مورد آتش ، عشق و دل و شب و چای و آتش نشانی برای کودکان

شعر در مورد آتش , شعر در مورد آتش عشق , شعر در مورد آتش نشان , شعر در مورد آتش نشانی

با مجموعه شعر در مورد آتش عشق و دل ، اشعاری زیبا در مورد آتش نشانی ، زیباترین شعر در مورد آتش و شب و چای در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار آتش

چشمانت راز آتش بود.

در التهاب قلب ویران شده ام

و لبانت چون دشنه ای سوزان که مرهم تمام زخم های قبل از تو با من بود !

و آنقدر با آتش دوست داشتن و عطر تنت زندگی کرده ام

که همه چیز را از یاد برده ام جز تو و حالا دیگر هراسی ندارم

از این همه سوختن از این همه زخم و خاکسترِ خاطراتی

که از من و تو به جای خواهد ماند.

“محدثه بلوکی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت

مرا باران صدا ده تا ببارم بر عطشهایت

خیالی، وعده ای، وهمی،

امیدی،مژده ای،ی ادی!

به هر نامه که خوش داری،

تو بارم ده به دنیایت…

“حسین منزوی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر هر چو پروانه بسوخت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

عشقت اگر باران اینک در زیر آن ایستاده ام؛

اگر آتش درون آن نشسته ام؛

شعر من می گوید:

در تداوم آتش و باران جاودانه ام …

“شیرکو بی کس”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خیلی زود عاشقت شدم

و نگاهم را پنهان کردم

زمانی نگذشته بود

که تمام قصه های عاشقانه را آتش زدم

دیگر نیازی به این تاریخ افسانه ای نیست

من به شناخت عمیقی رسیدم

در همان دقایقی که چشمانت را دیدم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

می خواهم تو را

به آتش بیاندازم

سپس از آتش نجات داده و

بر رویت آب بپاشم

نگاهت کرده و

به جای دردهایت بسوزم

شعر در مورد آتش عشق

زمستان بود

بوسه آتش زدیم و

گرم شدیم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

از دلتنگی می‌میرم

در آتش می‌میرم

بر سر دار می‌میرم

با گلوی بریده می‌میرم

اما نخواهم گفت

زمانِ عشق من و تو به سر رسیده است

که مرگ

به عشق ما راه ندارد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مردن که کاری ندارد

فقط بگو بمیر

دراز می کشم و

می میرم

دوست داشتنت

این حرف ها سرش نمی شود

اگر بخواهی

حتا جهنم را

به آتش می کشم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

نام این آتش ، تنها عشق بود

و عمری که داشت زیر سایه ی این سه حرف

رو به زوال می رفت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اولین شعرها را

من برایت گفته ام

روی دیواره ی غارها

به شکل

شکار، نیزه و آتش

و هنوز

هیچ‌کس نفهمیده

شکار، نیزه و آتش

فقط استعاره ای هستند

از عشق من به تو

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر هر چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

شعر در مورد آتش و شب

دوباره سنگ زاده خواهم شد

و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

دوباره باد زاده خواهم شد

و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

دوباره موج زاده خواهم شد

و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

دوباره آتش زاده خواهم شد

و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

دوباره مرد زاده خواهم شد

و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت

“خوان رامون خیمنس”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل، آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم.

 “شهریار”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آغوشت قبیله‌ای‌‌ وحشی با آتشی

برای پایکوبی با جادویی برای فریب دستانت

گمشدگانِ بی‌ شتابِ ریزشِ آبشارِ گیسوانِ من و چشم‌هایت ویرانگرانِ خاموشِ غرورِ هزار ساله‌ام

من دلباخته‌ای عصیانی آشوب گری پر تمنا از عالم گریخته‌ای پر تردید

آمیخته با طبیعتِ پیکرت آمیخته با عطرِ خوبِ خوبِ بودنت

سر بر بالینت گذاردم با تو زیستم با تو گریستم عشق ورزیدم عشق ورزیدم عشق ورزیدم

و از آرزوهای بی‌ شمار تنها و تنها تو را خواستم

خواستنی با شکوه رویایی و محال … و محال!

“نیکی‌ فیروزکوهی”

شعر در مورد آتش از شاعران بزرگ

چو سلام تو شنیدم ز سلامتی بریدم

صنما هزار آتش، تو در آن سلام داری.

“مولانا”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

من پیراهنت را در باد دوست دارم

و زیبایی ات را در آینه ای که از آن عبور کرده ای!

نگران خلوت توام من زبان پرنده ها را می فهمم

من با گل های وحشی در آشتی ام

نخواه که مسیر رود را از درخت ها جدا کنند

نخواه که در دل جنگل آتشی بیفروزند!

تو وسیع ترین سرزمینی بودی که می شناختم

منظره دلپذیر نگاهت در هیچ قابی کامل نبود

تو اتفاقی بودی که در تمام چشم ها زیبا می افتاد

و من هرگز نتوانستم چهره ات را در عکسی که با هم داریم خلاصه کنم!

اشتیاق پنهانم! در خواب می بوسمت

که دزدانه رویای تو را بافته باشم

دوست داشتنت شعر ناتمامی ست که تا ابد ادامه دارد…

“مهسا چراغعلی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

زخم های این خانه را چه چیز التیام خواهد بخشید!؟

جز بوسه های تو!؟

بال های قاصدک را که به زیر اتش خاکستر کشیدی

بافه های سرخ، رنگ باختند ، پروانه در آتش شد و پّرِ مذابش به زیر ریخت.

از ناودان دل که سرریز می شد می خراشید و زخم می زد!

زخم های این خانه را چه چیز التیام خواهد بخشید!؟ جز بوسه های تو !؟

“امیر معصومی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

اگر گنجشکی تازه‌بالی در شعر کوچک من لانه کن

اگر آفتابی تازه‌زادی و راه را نمی‌شناسی در آسمان خانۀ من پرسه زن

اگر توفانی و دریاهایت کوچکند در بستر من شعله‌ور شو

ای بادپا که دسته‌کلید دریاها در دست توست صندوق قدیمی‌را باز کن

و نقشۀ ملاحان گمشده را به من ده ببین

چگونه مرواریدها تکثیر می‌شوند بر آتش مژگان من.

“محمد شمس لنگرودی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بخند خنده های تو ترکیدن شاهوار کوهستان های انار است

و چشمه های خون دلم که روح مرا خیس می کند بخند

و کشتی سرگشته را به جزیره ای رهنمون شو

که جز برای تو کالایی ندارد

فرو شو در آب دریاچه فرو شو و آب را بشوی

در شعله زار تشنه فرو شو و آتش را گرم کن

دهان بر دهان زمین بگذار و جان تازه به این مرده بخش.

در آب دریاچه فرو شو و مرا در اتش خاموشت شست و شو ده.

“محمد شمس لنگرودی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم

بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم.

“رهی معیّری”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی

من شیدا چه بگویم؟ که تو، هم این و هم آنی

به که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟

شده‌ای قاتل دل؛ حیف ندانی که ندانی

همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم

و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی

چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام

بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی!

من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهم

که من ام غرق تو و تو به تمنای کسانی

به گمانم شده ای کافر و ترسا شده ای

کآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی

بشنو “صبح بخیر” از من درویش و برو

که اگر هم تو بمانی غم ما را نتوانی

 “محمد صفوی”

مطالب مرتبط

شعر در مورد پدر ♥ شعر در مورد باران ♥ شعر در مورد برادر ♥ شعر در مورد دلتنگیشعر در مورد برف

شعر در مورد آینه ، شکسته و آینه ها عاشقانه از مولانا

شعر در مورد آینه ، شکسته و آینه ها عاشقانه از مولانا

شعر در مورد آینه , شعر در مورد آینه شکسته , شعر در مورد آینه ها , شعری در مورد آینه

با مجموعه شعر در مورد آینه ، اشعاری زیبا در مورد آینه شکسته ، زیباترین شعر در مورد آینه ها در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار آینه

آئینه‌ای بگیر و تماشای خویش کن

سوی چمن به عزم تماشا چه می‌روی؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تو را با یک بوسه تو را با یک بغل انتظار

تو را با تمام دوست داشتن های زنانه ام به سپیده دم خورشید می سپارم

تو را به بوسه های مهتابی ات می سپارمت تو را باید به انعکاس صدای سکوت آینه سپرد…

با تو باید فقط به لهجه ی گل های بهاری حرف زد

که در آستین های مردانه ات پنهان کرده ای…

و من تمام آغوشم انتظار می شود تا تو بیایی

و عطر صدایت را از گرمای تمام تن تو بو بکشم…

“علیرضا اسفندیاری”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

مژه بر هم نزدم آینه‌سان در همه عمر

بسکه در دیده من شوق تماشای تو بود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا

ترسم آئینه به دیدن ز تو قانع نشود

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

من از دلبستگی‌های تو با آئینه دانستم

که بر دیدار خود ای تازه گل عاشق تر از مائی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

این یک نفس که دیده ما میهمان تست

آئینه پیش رو نگذاری چه می‌شود؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بعد از این روی من و آئینه وصف جمال

که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کند گر آرزوی دیدنت آئینه جا دارد

که از خورشید رویت در برابر «رونما» دارد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به عیب خویش بپرداز تا شوی بی‌ عیب

مباش آئینه عیب دیگـــــــران زنهار

شعر در مورد آینه شکسته

من پیراهنت را در باد دوست دارم و زیبایی ات را در آینه ای که از آن عبور کرده ای!

نگران خلوت توام من زبان پرنده ها را می فهمم من با گل های وحشی در آشتی ام

نخواه که مسیر رود را از درخت ها جدا کنند نخواه که در دل جنگل آتشی بیفروزند!

تو وسیع ترین سرزمینی بودی که می شناختم

منظره دلپذیر نگاهت در هیچ قابی کامل نبود

تو اتفاقی بودی که در تمام چشم ها زیبا می افتاد

و من هرگز نتوانستم چهره ات را در عکسی که با هم داریم خلاصه کنم!

اشتیاق پنهانم! در خواب می بوسمت که دزدانه رویای تو را بافته باشم

دوست داشتنت شعر ناتمامی ست که تا ابد ادامه دارد…

“مهسا چراغعلی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

التفاتی نیست خوبان را به حال عاشقان

تا مثال خویش در آئینه پیدا کرده‌اند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

متاب رخ نفسی تا به حال خود باشم

چو عکس آینه ما زنده از نگاه توایم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دوشنبه پیش رویت آئینه را نهادم

روز سفید خود را آخر سیاه کردم

 ♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شب است و ره گم کرده ام، در کولاک زمستانی

مرا به خود دلالت کن ،ای خانه ی چراغانی!

صحبت مکن با من، اگر گوش خیابانی داری

که با تو از “من” می گویم از این روح بیابانی

غم غریبی  مرا، در “کله فریاد”ی بجو

که اوج می گیرند از او “شروه”های دشتستانی

رو به رویم که بنشینی، با دست باز بازی کن

من همینم که می بینی: عریانم عین عریانی

به دست باد افتاده است، دفتر بی شیرازه ام

تمثیلی تلخ و تازه ام، در مبحث پریشانی

شبه خوابی هم اگر بود، تقطیعش نابرابر بود

رویا های خوش کوتاه، کابوس های طولانی!

بهتر ببین آنگه دریاب، کز خون دلم خورده اب

شعر خوش نقش و نگارم، چون قالی های ایرانی

سند باد سر گشته ام، دوال پا ها کشته ام

خرد و خسته، برگشته ام از سفر های توفانی

مراببین کزخستگی، وز شکوه شکستگی

آینه ای گرفته ام، پیش رویت از پیشانی

پیش از آمدنت، ای یار! تندیس وحشت -روزگار-

عمری نوازشم کرده است با “دست های سیمانی”

اگر طوفان هم باشی، آه! خسته تر از اینم مخواه

من از ویرانی می آیم، از نهایت ویرانی

عمیق تر از انزوا، زخم عمیق روحم را

می بینی یا نمی بینی؟ می دانی یا نمی دانی؟

با ته مانده ی ایمان، به عشق تکیه کرده ام

به تو پناه اورده ام، از وحشت بی ایمانی.

 “حسین منزوی”

شعر در مورد آینه ها

به باز آمدنت چنان دلخوشم که طفلی به صبح عید

پرستویی به ظهر بهار و من به دیدن تو. چنان در آینه‌ات مشغولم

که جهان از کنارم می‌گذرد بی آن که سر برگردانم.

به قمریان عاشق حسد می‌ورزم که دانه بر می‌چینند

و به ستاره و باران که بر نیمرخ مهتابی‌ات بوسه می‌زنند

و به گلی که با اشاره‌ی تو می‌شکفد.

بیا با اندامی از آتش بیا و جلوه‌ای از آذرخش.

من کجا باز بینمت ای ستاره‌ی روشن

که بی تو تا شبگیر پیر می‌شوم. چندان که بازآیی

ستاره‌ها همه عاشق می‌شوند.

“على باباچاهى”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

خیال روی تو آئینه‌ای به دستم داد

که فارغــــــم ز تماشای هر دو عالم کرد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پنهان مکن ز آئینه ، رخسار خویش را چندان

که کسب نــــــــور کند از صفای تو

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم

محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم

تاریک و تهی پشت و پس آینه ماندیم

هر چند که همسایه ی آن چشمه ی نوریم

خورشید کجا تابد از این دامگه مرگ

باطل به امید سحر زین شب گوریم

زین قصه ی پر غصه عجب نیست شکستن

هر چند که با حوصله ی سنگ صبوریم

گنجی ست غم عشق که در زیر سرماست

زاری مکن ای دوست اگر بی زر و زوریم

با همت والا که برد منت فردوس؟

از حور چه گویی که نه از اهل قصوریم

او پیل دمانی ست که پروای کسش نیست

ماییم که در پای وی افتاده چو موریم

آن روشن گویا به دل سوخته ی ماست

ای سایه! چرا در طلب آتش طوریم

 “هوشنگ ابتهاج”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یک جلوه کند ماه در آئینه صد موج

جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آنکه در آئینه دارد بوسه را از خود دریغ کی

به عاشق وا گذارد اختیار بوسه را؟

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

می‌گشاید چشم بر روی تو پیش از آفتاب

چشم ما هم طالع آئینه بودی کاشکی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

رفته رفته آب شد آئینه از عکس رخش

چون نگردد آب آخر سد اسکندر نبود

شعر در مورد آینه از شاعران بزرگ

تو نیستی، اما وقتی به تو فکر می‌کنم

صدای آب را در رگ‌های خاک می‌شنوم.

گل‌سرخِ حیاط در آینه‌ی نگاهم زود به زود می‌شکفد

و آسمان پُر از پروانه و بادبادک می‌شود.

تو نیستی، اما وقتی به تو فکر می‌کنم دریا نزدیک‌تر می‌آید

ابرهای سیاه دور می‌شوند و باران هر وقت بگویم می‌بارد.

تو نیستی، اما وقتی به تو فکر می‌کنم

تو را می‌بینم در باغچه ایستاده‌ای به گل‌ها آب می‌دهی!

“رضا کاظمی”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بازآ و در آئینه جان جلوه‌گری کن

ما را ز غم هستی بیهوده بری کن

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چمن سبز فلک را چمن آرائی هست

زیر این رنگ نهان آئینه سیمائی است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

همچون تو به عالم نتوان گفت کسی

نیست در آئینه کس تو به سیمای تو ماند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

باران که آمد

گلی در خانه ام رویید

آفتاب که تابید

آیینه ای تمام قد به خانه ام داد

درخت توی ایوان

شانه ای به موهایم بخشید

عزیزکم

تو که آمدی

گل و آینه و شانه را بردی و

شعری به من سپردی!

“شیرکو بی کس”

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

قسم به عشق،که از فیض پاک دامانی است

که خلوت همه خوبان کنار آئینه است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

صاف چون آئینه می‌باید شدن با نیک و بد

هیچ چیز از هیچ کس در دل نمی‌باید گرفت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ز تیره بختی آئینه حیرتی دارم

ترا کشید در آغوش و آفتاب نشد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دیشب آئینـــه روبــــرویـــــم گفــــت

کای جوان فصل پیری تو رسید

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آئینه‌ای طلب کن تا روی خود ببینی

و ز حسن خود بماند انگشت در دهانت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آینه چون نقش تو بنمــــــــود راست

خود شکن آئینه شکستن خطــــــا است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آن بت نمود عکس رخ خود در آئینه من

بت پرست گشتم و او خودپرست شد

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

همتای حسن خویش نبینی به هیچ روی

غیر از دمی که آئینه ات در مقابل است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ترا آئینه آگه سازد از زیبائی و زشتی

بلی اینسان هنر جز از دل روشن نمی‌آید

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

گر من سخن نگویم در وصف روی و مویت

آئینه ات بگوید پنهــــــان که بی‌نظیری

مطالب مرتبط

شعر در مورد امام زمان ♥ شعر در مورد دوست ♥ شعر تولد ♥ شعر در مورد خواهر ♥ شعر در مورد خنده

نقرس ، نقرس چیست و نقرس مچ پا + علائم و درمان قطعی بیماری با سماق و گردو

نقرس ، نقرس چیست و نقرس مچ پا + علائم و درمان قطعی بیماری با سماق و گردو

نقرس چیست , نقرس , نقرس مچ پا , درمان بیماری نقرس , نقرس و سماق , گردو و نقرس

نقرس چیست و راه درمان ، نقرس دست و پا و زانو در زنان و طب سنتی ، درمان بیماری نقرس با گردو و سماق ، علائم سماق چیست در سایت پارسی زی.با ما همراه باشید.

نقرس

نقرس بیماری است که ممکن است در اعضای مختلف بدن رخ رخ دهد ، مثلا اگر در پا رخ دهد به آن نقرس پا می گویند و یا اگر در دست رخ دهد به آن نقرس دست می گویند.در این بیماری حملات متععد آرتروز التهابی حاد را داریم.

در این بیماری عضو ورم می کند و دچار قرمزی می شود و دردی همراه با سوزش خواهد داشت.در شست پا مفصلی داریم به نام مفصل متاتارسوفالانژیال که این قسمت بیشترین احتمال برای نقرس را دارد.

این بیماری زمانی رخ می دهد که اسید اوریک خون از حد خود بیشتر شود.اسید اوریک اضافی باعث ایجاد کریستال خواهند شد و این کریستال ها در مفاصل و تاندون و بافت های اطراف خود رسوب می کنند و مشکل را بوجود می آورند.

توجه داشته باشید که وراثت در این بیماری تاثیر دارد و این بیماری در مردان خیلی بیشتر دیده می شود تا زنان ، به طوریکه به آن بیماری مردان هم گفته می شود.

این بیماری در زنان یائسه نیز رواج دارد که علت آن را مختل شدن عملکرد کلیه و کبد و عدم تعادل هورمون ها و عدم تنظیم سوخت و ساز بدن و استرس و حالات روانی می دانند.

همچنین غذاهای حاوی پورین و فشار خون بالا و کلسترول خون بالا ، دیابت و چاقی و کبد چرب و بیماری های کلیوی به خصوص نارسایی کلیه در ابتلا به این بیماری نقش دارند.

علائم نقرس

  • التهاب مفصل
  • قرمزی مفاصل
  • درد شدید مفاصل
  • مشاهده کریستال در زیر پوست و آرنج و مچ دست
  • خستگی
  • تب شدید
  • افزایش اسید اوریک در بدن
  • حساسیت به دست زدن در آن قسمت از بدن

باید و نباید های غذایی

کسانی که به این بیماری مبتلا شده اند باید موارد زیر را از غذای خود حذف کنند.

  • گوشت قرمز
  • دل و قلوه و جگر
  • مغز
  • کله پاچه
  • خاویار
  • دوغ ترش
  • ماست بدون مصلح
  • چای پر رنگ
  • قهوه
  • باقلا
  • لوبیا چیتی
  • غذاهای ترش و با ادویه زیاد
  • آبگوشت به خصوص با گوشت گاو
  • کنسرو ماهی با تخم مرغ
  • خیار شور
  • گوشتی که زیاد سرخ شده است
  • فست فود و سوسیس و کالباس و پیتزا

درمان نقرس در طب سنتی

  • بهترین درمان این بیماری گیاهی است به نام سورنجان که دارای ترکیبی به نام کلشی‌سین است.
  • پاکسازی روده
  • حجامت
  • زالو درمانی
  • زنبور درمانی بر روی محل درد
  • حمام زیاد
  • خوردن آب زیاد به خصوص آب معدنی و آب چشمه
  • ترکیب روبرو را مخلو کرده و یک قاشق آن را در ۴ تا ۵ لیوان آب بریزید و بجوشانید و وقتی دم کشید در طول روز میل کنید(۲۵ گرم سورنجان، ۲۰ گرم رازیانه، ۱۰ گرم کاکل ذرت، ۱۰ گرم دُم گیلاس، ۱۵ گرم تخم گشنیز، ۲۵ گرم خارخاسک، ۲۰ گرم میوه قره‌قات و ۵۰ گرم ترنجبین)
  • ماساژ ساق پا به پایین با روغن گل محمدی از بالا به پایین
  • مصرف آب انگور و آب گیلاس و آب آلبالو و آب شاتوت
  • مصرف میوه های مانند سیب و هندوانه و لیمو شیرین و هویج و خیار

تشخیص نقرس

این بیماری به دو روش قابل تشخیص است که در زیر بیان می شود

۱٫آزمایش مایع مفصلی که در این روش مایع درون مفصل را با سرنگ می کشند و آزمایش می کنند که وجود یا عدم وجود رسوبات کریستالی می گوید که شما این بیماری را دارید یا ندارید.

۲٫آزمایش خون که در آن اسید اوریک را تست می کنند ، البته بالا بودن اسید اوریک در بدن همیشه معنی اش ابتلا به نقرس نیست.

نکته مهم این است که در این بیماری ممکن است کسی اسید اوریک متعادل داشته باشد و مبتلا باشد و کسی دیگری با اسید اوریک بالا به این بیماری مبتلا نشده باشد.

عوامل خطر

  • مصرف کم آب در طول روز
  • مشکلات هضم غذا
  • اعتیاد به الکل
  • زیاده روی در غذاهای دریایی مثل ماهی و میگو و هر چیزی که پورین دارد
  • زیاده روی در خوردن قارچ و مارچوبه
  • چاقی
  • بعضی داروها
  • دیابت
  • کلسترول خون بالا
  • ژنتیک
  • قرار گرفتن طولانی در معرض مواد سربی

مطالب مرتبط

پوسیدگی دندان جلودرمان گل مژه با عسل

سیاه دانه چیست ، چه خاصیتی دارد و طبع و عصاره و جوهر گیاه و مزایای روغن آن

سیاه دانه چیست ، چه خاصیتی دارد و طبع و عصاره و جوهر گیاه و مزایای روغن آن

سیاه دانه چیست

سیاه دانه چیست و چه خواصی دارد ، طبع گیاه سیاه دانه چیست و آشنایی با جوهر و عصاره گیاه ، مزایای روغن سیاه دانه چیست در سایت پارسی زی.

سیاه دانه

گیاه سیاه دانه دارای طعم تلخ هستند و به عنوان ادویه جات در غذا، به ویژه در ترشی استفاده می شود. این دانه ها بومی جنوب غربی آسیا هستند و برای مدت طولانی به عنوان ضد عفونی کننده، ضد باکتری و ملین استفاده می شوند.

استفاده از آن برای زنانی که شیرده هستند مفید است زیرا باعث افزایش ترشح شیر می شود.

مزایای سیاه دانه چیست

  • بذر سیاه دانه دارای طبیعت گرم است و به علت وجود ماده ای که به نام تیمیکوتون شناخته می شود دارای خواص ضدتشنجی است. مطالعات نشان داده است که این گیاه تشنج را تاخیر می زند و یا مدت زمان آنها را کاهش می دهد.
  • در کاهش تورم معده و نفخ و تخلیه باد معده موثر است.
  • هورمون های زنانه را فعال کنید و قاعدگی را تنظیم کنید.
  • شیر مادران را زیاد است.
  • استفاده از این گیاه همراه با سرکه منجر به از بین بردن کرم از دستگاه گوارش می شود و بعبارتی ضد کرم و انگل است.
  • برای از بین بردن درد در رحم و درد بعد از زایمان، استفاده از ترکیبی از این گیاه در عسل مفید است.
  • جوشانده این گیاه را در سرکه غرغره کنید تا درد دندان آرام شود

روغن سیاه دانه چیست

  • جوان سازی پوست صورت را انجام می دهد.
  • آکنه و جوش را درمان می کند.
  • اگزما و پسوریازیس را نابود می کند.
  • درمان شوره سر را انجام می دهد.
  • تقویت و افزایش رشد مو را انجام می دهد.
  • درمان ریزش مو به صورت سریع
  • موی سفید را سیاه می کند.
  • درمان موهای خشک است
  • تقویت ریش به صورت طبیعی
  • پیشگیری از سرطان و تومور
  • از بهترین آنتی بیوتیک های طبیعی.
  • برای کبد مفید است
  • دیابت و قند خون را کنترل می کند.
  • از دست دادن وزن به سرعت با این گساه
  • برای ناباروری مردان مفید است
  • کلسترول خون را کم می کند.
  • فشار خون را متعادل می کتد.
  • درد و احساس درد سینه در زنان تسکین می دهد.
  • درمان دیابت به صورت طبیعی
  • آرتریت و روماتیسم را بهبود می بخشد.

مطالب مرتبط

خواص زردچوبه | خواص بادام زمینی | خواص خرمالو | خواص قهوه

تعبیر خواب مرغ ، مرغ و ماهی خوردن و مرغ خانگی و مرغ دریایی

تعبیر خواب مرغ ، مرغ و ماهی خوردن و مرغ خانگی و مرغ دریایی

تعبیر خواب مرغ

با تعبیر خواب مرغ ، تعبیر خواب مرغ دریایی و تعبیر خواب خوردن مرغ و خواب مرغ و ماهی در سایت پارسی زی همراه باشید.

مرغ در خواب

تعبیر کنندگان غربی دیدن مرغ زنده در خواب را عدالت می دانند.

آنلی بیتون معتقد است که دیدن مرغ در خواب چیز خوبی است و با خانواده و دوستان به زودی دور هم جمع می شوید.

امام صادق ع دیدن مرغ را سه چیز می داند که عبارتند از زنی زیبا و کنیز کوچک و خدمتکار خانه.

مولف معتقد است که دیدن مرغ در خواب نشانه خوبی است و از تغییرات و تحولات خوب خبر می دهد.همچنین دیدن مرغ در خواب به اعتقاد عده ای رفاه و آرامش و تولد و ازدواج است.

کارل یونگ معتقد است دیدن مرغ نشانه بلا و گرفتاری است و یا یک نماد مادرانه است و می تواند نشانه نداشتن اراده و ترسویی باشد.

محمد بن سیرین معتقد است دیدن مرغ و اندازه آن ، نشان دهنده اراده بیننده خواب است.دیدن مرغ های زیاد که سر و صدا می کنند نشان از مصیبت می دهد و دیدن خایه مرغ ، نشان از فرزند است.

ابراهیم کرمانی معتقد است که مرغ زنی زیبا و پولدار است و صحبت کردن با مرغ در خواب نشان از گرفتن کار دارد.تعبیر حمله کردن مرغ به انسان و کندن گوشت او هم به دست آوردن مال به زور است.

جابر مغربی معتقد است تعبیر خواب مرغ خوب است ولی تعبیر خواب خروس بهتر است.

حضرت یوسف دیدن خواب هر نوع مرغی را نیکو می داند.

خوردن مرغ

معبران غربی معتقدند که خوردن مرغ در خواب نشانه این است که یک گرفتاری در زندگی برای شما ایجاد می شود.

ابراهمی کرمانی معتقد است که اگر در خواب ببینی که گوشت مرغ را می خوری از مال و اموال کنیز خود چیزی به تو می رسد.

مرغ خانگی

محمد بین سیرین مرغ خانگی در خواب را خدمتکار می داند.تعبیر دیدن مرغ های زیاد در خانه رسیدن به ریاست و سروری است.

ابراهمیم کرمانی معتقد است که مرغ خانگی ازدواج با زنی زیبا و پولدار است.

تخم گذاشتن مرغ

ابراهیم کرمانی معتقد است که تخم گذاشتن مرغ در خواب خوب است و اگر چنین خوابی ببینی از زنی به تو سود خوبی می رسد.

حضرت دانیال ع معتقدند که اگر ببینی مرغی در مقابل تو تخم می گذارد ، از زنی کم مرتبه و پست صاحب فرزندی می شوی.

خرید مرغ

تعبیر خواب خریدن مرغ خیلی خوب است و نشان از رسیدن سود و منفعت فراوان می دهد.همچنین ممکن است ارث یا هدایای گران قیمتی به شما برسد.

صدای مرغ

محمد بن سیرین می گوید شنیدن صدای مرغ های زیاد در خواب مصیبت است.

معبران اروپایی شنیدن صدای مرغ را رفتن به سفر می دانند.ولی اگر صدای مرغ شبیه آه و ناله بود تعبیرش غم و بیماری است

لانه مرغ

تعبیر خواب لانه مرغ خیلی خوب است و برای کسانی که تازه ازدواحج کرده اند نشان از تمام شدن مشکلات است.اگر با کسی قهرید و این خواب را ببینید با او آشتی می کنید خواه دوست یا خانواده یا همسر.

مطالب مرتبط

تعبیر خواب مار ♥ تعبیر خواب سگ ♥ تعبیر خواب مارمولکتعبیر خواب تمساح

شعر در مورد چشم ، سیاه و یار و سبز + چشم بد دور و چشم آهو و چشم پوشی

شعر در مورد چشم ، سیاه و یار و سبز + چشم بد دور و چشم آهو و چشم پوشی

شعر در مورد چشم

شعر در مورد چشم یار و آبی ، اشعار چشم بد دور ، شعر هایی در مورد چشم سبز و قهوه ای.در این مطلب از سایت پارسی زی زیباترین اشعار در مورد چشم را برای شما فراهم آورده ایم.

اشعار چشم

گویی دو چشم جادوی عابدفریب او

بر چشم من به سحر ببستند خواب را

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چشمت به کرشمه خون من ریخت

وز قتل خطا چه غم خورد مست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

توبه کنند مردم از گناه به شعبان

در رمضان نیز چشم‌های تو مست است

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد؟

با منِ تنهاتر از ستار خانِ بی سپاه!

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آسمان روی زمین بود و نمیـــدانستم

 آبی چشم شما سر به هوا کرد مرا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم ..

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ای قامتت بلندتر از قامت بادبان ها

و فضای چشمانت

گسترده تر از فضای آزادی

تو زیباتری از همه ی کتاب ها که نوشته ام

از همه ی کتاب ها که به نوشتن شان می اندیشم…

و از اشعاری که آمده اند…

و اشعاری که خواهند آمد…

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چیزهای بسیاری در زندگی چشمگیرند

اما معدودی قلب شما را تسخیر خواهند کرد،

آنها را دنبال کنید.

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شعر در مورد چشم سیاه

خورشید هم از چشم سیاه تو می‌افتد

هر روز اگر طی نکند عرض جهان را

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تو، همه‌ رازِ جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه، محوِ تماشایِ نگاهت

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

شب

چشمان توست

سیاه، وسیع

دوست داشتنی

شعر در مورد چشم یار

چشم مست یار من میخانه می‌ریزد بهم

محفل مستانه را رندانه می‌ریزد بهم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

 مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم که

گر از چشم یار افتم ز چشم اعتبار افتم

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

غمم دریا ، دلم تنهاست

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کاش می دیدم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

می تابانی

بال مژگان بلندت را

می خوابانی

آه وقتی که

تو چشمانت

آن جام لبالب از جاندارو را

سوی این تشنه جان سوخته می گردانی

موج موسیقی عشق

از دلم می گذرد

روح گلرنگ شراب

در تنم می گردد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می کند

ای غنچه رنگین پر پر

من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد

برگ خشکیده ایمان را

در پنجه باد

رقص شیطان خواهش را

در آتش سبز

نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر

اهتزاز ابدیت را می بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست

کاش می گفتی چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

شعر در مورد چشم از شاعران بزرگ

ای چشم تو دلفریب و جادو

در چشم تو خیره چشم آهو

در چشم منی و غایب از چشم

زآن چشم همی‌کنم به هر سو

صد چشمه ز چشم من گشاید

چون چشم برافکنم بر آن رو

چشمم بستی به زلف دلبند

هوشم بردی به چشم جادو

هر شب چو چراغ چشم دارم

تا چشم من و چراغ من کو

این چشم و دهان و گردن و گوش

چشمت مرساد و دست و بازو

مه گر چه به چشم خلق زیباست

تو خوبتری به چشم و ابرو

با این همه چشم زنگی شب

چشم سیه تو راست هندو

سعدی به دو چشم تو که دارد

چشمی و هزار دانه لولو

شعر از سعدی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

گردنده فلک نیز بکاری بوده است

هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین

آن مردمک چشم‌نگاری بوده است

شعر از خیام

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دل عاشق به پیغامی بسازد

خمار آلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافیست

ریاضت‌کش به بادامی بسازد

شعر در مورد بابا طاهر

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آورده ز غمزه سحر در چشم

در داده ز فتنه تاب در موی

شعر در مورد سعدی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دو چشمش بسان دو نرگس بباغ

مژه تیرگی برده از پر زاغ

شعر در مورد فردوسی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم

کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

شعر در مورد حافظ

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به دو چشم من ز چشمش چه پیام‌هاست هر دم

که دو چشم از پیامش خوش و پرخمار بادا

شعر در مورد مولانا

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

به چشمی ناز بی‌اندازه می‌کرد

به دیگر چشم عذری تازه می‌کرد

شعر در مورد نظامی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

از چشٖم و دل مپرس که در اولین نگاه

شد چشم من خرابِ دل و دل خراب چشم

شعر در مورد صائب تبریزی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است

شعر در مورد شهریار

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

دو چشم داشت دو سبز آبی بلاتکلیف

که بر دوراهی دریا ـ چمن مردد بود

شعر در مورد حسین منزوی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

با یافتن چشم تو آرام گرفتم

چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی

شعر در مورد علیرضا بدیع

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

آن که چشمان مرا تَر کرد، اندوه ِ تو بود

گرچه چشم عاشقان بوده ست از آغاز، تَر

شعر در مورد علیرضا قروه

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

چشم تو باده‌ترین جام حلالیست که هست

در مقامی که همان حال محالیست که هست

شعر افشین یدالهی

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

کاش می‌دیدم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

می‌تابانی

بال مژگان بلندت را

می‌خوابانی

آه وقتی که

تو چشمانت

آن جام لبالب از جاندارو را

سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی

موج موسیقی عشق

از دلم می‌گذرد

روح گلرنگ شراب

در تنم می‌گردد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می‌کند

ای غنچه رنگین پر پر

من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد

برگ خشکیده ایمان را

در پنجه باد

رقص شیطان خواهش را

در آتش سبز

نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر

اهتزاز ابدیت را می‌بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست

کاش می‌گفتی چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

شعر در مورد فریدون مشیری

مطالب بیشتر

شعر در مورد بهارشعر در مورد آسمانشعر در مورد آزادیشعر در مورد خدا

تعبیر خواب ماهی ، قرمز و سیاه و سفید و گلی و مرده گرفتن و خوردن و ماهیگیری

تعبیر خواب ماهی ، قرمز و سیاه و سفید و گلی و مرده گرفتن و خوردن و ماهیگیری

تعبیر خواب ماهی

تعبیر خواب ماهی سیاه و سفید و قرمز و گلی ، تعبیر دیدن ماهی مرده گرفتن و خوردن ، ماهی سرخ شده در خواب ، تعبیر ماهیگیری در خواب.کامل ترین مرجع تعبیر خواب ماهی در سایت پارسی زی.

ماهی در خواب

منوچهر مطیعی معتقد است دیدن ماهی سفید در خواب بخت و اقبال و شانس است.دیدن ماهی زرد مال و ثروت است و دیدن ماهی قرمز شکوه و قدرت است.اگر تنگ ماهی عید هدیه بگیرید رسیدن خیر و برکت است.

حضرت دانیال معتقد است که دیدن ماهی در دریای سردسیر خیلی خوب است و در دریای گرمسیر برعکس بد است.همچنین دیدن ماهی تازه و زیاد دلیل بر غنیمت است.ماهی کوچک هم غم و اندوه است.

محمد بن سیرین معتقد است گرفتن ماهی شور و یا خشک ظلمی است که از طرف دهنده ماهی به تو می رسد.تعبیر دیدن ماهی کوچک نیز ضرر از بچه و نوکر خود است.

اچ میلر معتقد است که دیدن ماهی آزاد ، آینده درخشان است.ماهی ساردین ، نگرانی و ناراحتی است و ماهی زرد رنگ ازدواج موفق است.

لیلا برایت معتقد است ماهی بزرگ معنی اش درآمد زیاد است.ماهی قرمز و قزل آلا نشانه خوش شانسی است و ماهی کولی از خبر های بد ، خبر می دهد.

امام صادق ع ماهی را در خواب دلیل بر شش چیز می داند که عبارتند از وزیر و لشگر و دختر و غنیمت و غم و اندوه و کنیز یا زن.

جابر مغربی ماهی تازه در خواب را مال و ثروت می داند.بیرون امدن ماهی از دهان نیز نشانه دروغ است.بیرون امدن ماهی از آلت تناسلی نیز دختر دار شدن است.ماهی فروشی نیز نشانه کسب و کار است.حرف زدن ماهیان نیز برملا شدن راز است.

عده ای معتقدند دیدن ماهی کوچک در خواب ، مسافرت است.

لوک اویتنهاو نیز ماهی بزرگ را موفقیت و ماهی کوچک را شکست می داند.

حضرت یوسف ع ماهی در خواب را روزی تعبیر می کند.

آنلی بیتون می گوید که دیدن ماهی در آب تازه دم خور شدن با افراد قوی و با نفوذ است.اگر دختری خواب ماهی دید ، همسری قد بلند و زیبا نصیبش می شود.

ماهیگیری

آنلی بیتون می گوید که گرفتن گربه ماهی نشانه این است که از نقشه دشمنانتان آگاه می شوید و ذهن شما را مشغول می کند.همچنین تعبیر دیدن رفتن در آب برای گرفتن ماهی نشانه شجاعت شماست.

ماهی مرده

لوک اویتنهاو معتقد است که دیدن ماهی مرده ، ناراحتی است.

آنلی بیتون معتقد است که اتفاق بدی می افتد و شما ثروت و مکنت خود را از دست می دهید.

خوردن ماهی

منوچهر مطیعی معتقد است درسته قورت دادن ماهی نشانه طمع کردن است.خوردن هر چیز شوری نشانه غم و بلا است و ماهی شور هم از این قانون پیروی می کند.

جابر مغربی معتقد است خوردن ماهی تازه ، مال و ثروت است.خوردن ماهی کباب شده نیز بستگی به شما دارد اگر ادم خوبی باشید علم و مال کسب می کنید در مسافرت ، اگر آدم بدی باشید غم و اندوه است.

ابراهیم کرمانی خوردن گوشت ماهی را نشانه کسب مال فراوان می داند.

محمد بن سیرین نیز خوردن گوشت ماهی را ثروت فراوان در مسافرت می داند.

آنلی بیتون خوردن گوشت ماهی را دوستی می داند.

لیلا برایت خوردن ماهی خشک را بیماری تعبیر می کند.

مطالب مرتبط

تعبیر خواب مار ♥ تعبیر خواب مرده ♥ تعبیر خواب دزد ♥ تعبیر خواب سگ ♥ تعبیر خواب مارمولک