شعر در مورد عشق

شعر در مورد عشق

شعر در مورد عشق , شعر در مورد عشق به خدا , شعر در مورد عشق اول , شعر در مورد عشق واقعی

شعر در مورد عشق چیزی است که عاشقان آن را خیلی دوست دارند.شعر در مورد عشق به خدا و شعر در مورد عشق اول بیشترین طرفدار را در بین کاربران دارد.در ادامه با بهترین اشعار عاشقانه پارسی زی همراه باشید.

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی سخت , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی شاد , شعر در مورد زندگی روستایی

اشعار عاشقانه

شعر در مورد عشق

یک ساعت عشق صد جهان بیش ارزد

صد جان به فدای عاشقی باد ای جان

…………………………………………………..

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

…………………………………………………..

از آتش عشق در جهان گرمی ها

وز شیر جفاش در وفا نرمی ها

زان ماه که خورشید از او شرمنده‌ ست

بی شرم بود مرد چه بی شرمی ها

…………………………………………………..

در آرزوی بوس و کنارت مردم

وز حسرت لعل آبدارت مردم

قصه نکنم دراز کوتاه کنم

بازآ بازآ کز انتظارت مردم

…………………………………………………..

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

شعر در مورد دوست , شعر در مورد دوست از دست رفته , شعر در مورد دوست خوب , شعر در مورد دوست بد

شعر در مورد عشق به خدا

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟

می‌کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم …!

قیصر امین‌ پور

…………………………………………………..

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت…

سعدی شیرازی

…………………………………………………..

عارف که ز سر معرفت آگاه است

بی خود زخودست و با خدا همراه است

نفی خود و اثبات وجود حق کن

این معنی لا اله الا الله است

سعید ابوالخیر

…………………………………………………..

شعر در مورد عشق اول

عشق اول گر کند عاشق رها

تا ثریا می رود دل ها جدا

این مثل بهر تو کردم زیر و رو

تو که با عشق و دلم کردی جفا

من هنوز در باور خود عاجزم

که چه ساده خود زِمن کردی سوا

من به عشق تو شدم معشوقه باز

تو که بودی در شبم ماه خدا

من که گفتم با توام تا آخرش

آخر آن چشمکِ پر ماجرا

عشق تو بود اولین مهر در دلم

آخرین هم هست، ای نام آشنا

این دلم بهر تو گشت رسوای عام

آن همه ضربه به عشق من چرا؟

باز بهر تو گویم این ضرب المثل

با تو که راه دلت رفته خطا

عشق اول گر کند عاشق رها

تا ثریا می رود دل ها جدا

شعر در مورد پدر , شعر در مورد پدر از دست رفته , شعر در مورد پدر و مادر , شعر در مورد پدر و دختر , شعر در مورد پدر و پسر

شعر در مورد عشق و زمستان

تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت

می توان گفت که من چلچله باغ توام

مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف

سخت محتاج به گرمای توام

…………………………………………………..

آرزو کن با من

که اگر خــواست زمســـتان برود!

گرمیِ دستِ تو اما باشد

“مــا” ی ما “مـــن” نشود

سایه ات از سرِ تنهاییِ من کم نشود!

…………………………………………………..

دلم یک زمستان سخت میخواهد

یک برف

یک کولاک به وسعت تاریخ

که ببارد و تمام راهها بسته شوند

و توچاره ای جز ماندن نداشته باشی

و بمانی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *